|
خاطره های ما 4 نفر |
|
|
دلم گرفته
دلم عجیب گرفته است
و هیچ چیز
نه این دقایق خوشبو که روی شاخه نارنج می شود خاموش
نه این صداقت حرفی که در میان دو برگ این گل شب بوست
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمی رهاند.
وفكر میكنم این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد.
+ نوشته شده در ساعت توسط soheila |
ساعت های دیگه این سال تموم می شه منتظر اون لحظه ایم که اذان می گن خیلی آرامش دهنده ست امروز رفتم سه تا ماهی کوچولو موچولو واسه خودم گرفتم بعدش رفتم گل فروشی سنبل گرفتم خـــــــــــــــــــــــــــــدا رو شکر برا ۱۷ مین بار بود که از توی این گل حس تازگی و سر سبزی حس کردم !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!! دیشب رفتم وب رفیقام دیدم همه آپ خداحافظی سال ۸۶ گذاشتند الا من. از ته ته قلبـــــــــــــــــــم واسه اونایی که نیازمندند دعـــــــــــا می کنم واسه اونایی که مریضند واسه ی همه ی اونایی که یه مشکلی تو زندگیشون دارند دعـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا مـــــــــــــــــــــــــــــی کنـــــــــــــــــــــــــــم پ ن ۱: مهرداد عزیز اگه ناراحتت کردم عذر می خوام من قصدم چیزه دیگه ای بود فکر نمی کردم ناراحت شید امیدوارم منو ببخشی پ ن ۲: الهام عزیزم امیدوارم سالی پر از شادی رو پشت سر بذاری پ ن۳: مینوش . فرزانه . هلیا . آرش . دختر باد .دختر باران و ... از همهی لطفتون نسبت به من و همه ی کامنت هایی که خرج این وب کردید ممنونم پ ن ۴: ابر بهار عزیزم از تو هم ممنونم که در همه ی آپ ها پشتم بودی و کمکم کردی ایشالا تو هم به اون چیزی که می خوای برسی اینم آخرین شعر برای آخرین مطلب توی سال ۱۳۸۶ تو ادامه ی مطلب می ذارمش دوست داشتین بخونین پ ن ۵ : آجـــــــــــــــــــــــــی جون از اینکه تو تنهاییام کمکم کردی ازت ممنونم دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــون دارم مواظب خودتون باشید بای
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط mOMo |
یو هو... سلام احوال برو بکس. ببخشید دیر اومدم راستش خاطره با هال ندارم واستون بنویسم. یعنی دست خالی اومدم نزنید تو رو خدا ایشا الله دفعه ی دیگه جبران میکنم راستش من مدرسه نمیرم که بخوام از مدرسه خاطره بنویسم. تازه دانشگاهم قبول نشدم این گریه الکی اتفاقا اصلا ناراحت نشدم چون درس نخوندم. من پوستم کلفت تر از این حرفاست. چیه چرا این جوری نگام میکنی؟ نخیر تنبل نیستم از همتون درس خون ترم ( چشمه حسود کور شه به حقه جد نداشتم.) حالا وقت واسه دانشگاه رفتن زیاده راستی یادم رفت بگم من رشتم کامپیوتره. آخرین حرفم اینه که واسه من و همه ی بچه های این وب دعا کنید. ( البته واسه من بیشتر دعا کنید واسه اینا دعا نکردینم نکردین) خوب دیگه زیادی حرف زدم سرتونو درد آوردم چاکر همه هستم . بای بای
واه چرا میزنین میرما خوب سرم شلوغ بود.![]()
+ نوشته شده در ساعت توسط talie |
عشق. سنگي تراشيده به اکليل آغشته برجسته فرونشسته تصوير وحشي ترين غرورها تنديس کولي ترين بيگانگي ها: از پيکر تو حرف ميزنم مذاب غمگين ترين غروب مرجان سوخته ي رويايي ترين اعماق شکوفه درشت غريب ترين درخت يک ستاره يک بوته ي عقيق: سخن از لبهاي توست دو موج سرد کوچک دو پرنده معصوم دو آرامش شير گونه دو بادبان دور دو پناهگاه ابدي: دست هاي تو آرامترين باران نرم ترين فواره ساکت ترين ابهام کبود ترين گرداب مفقود رباينده ترين وزش مرموز طوفان مرگ: نگاه تو من ترا سرود کرده ام من ابديتي را سرود کرده ام من از ابديتي ابديتي پرداخته ام فرشتگاني سپيد پوش در طواف جاودانه ي شبي مدور: چشم ترا ميگويم
+ نوشته شده در ساعت توسط elham |
سلام خوبید شما؟؟؟ما هم بد نیستیم این آپ رو 4 نفری می نویسیم. برای اولین بار و آخرین بار.چون خیلی سخته با همه ی نویسنده ها هماهنگ شیم و همه در یک زمان واستون بنویسم.........خب حالا بیخیال.... به درخواست بسیاری از عزیزان که گفته بودند ما خودمون معرفی کنیم بالاخره تصمیم گرفتیم تو این آپ این کارو انجام بدیم خوب من شروع می کنم ::::: mOMo:حدود 2.5 ساله وب می نویسم وبلاگ قبلیم تجربه اولیم بود 2 ساله با اسم mOMo مشهور شدم البته تعریف از خود نباشه رشته ی تحصیلیم ریاضی-فیزیکه ¸عاشق موسیقی ام ¸خودم ویولن می زنم ¸تو خواننده هم از مجید خراطها خیلی خوشم می آد از درس و مدرسه متنفرم ¸رنگ مورده علاقم سیاهه ¸ بااااااااااز؟؟؟ خیلی کم عصبی می شم مگه اینکه طرف مقابلم دیگه خیلی اذیتم کنه در اون صورت بد جوری از خجالتش در می آم تو دنیا فقط با دو نفر خیلی راحتم و حرفامو بهشون می گم یکی الهام جوون(دوست دخترم) یکی دیگه هم طلیعه خوب من چیزه دیگه ای به ذهنم نمی رسه پس بای بای mir@:من و mOMoهمه ی کارامون رو با هم انجام میدیم شخصیت خاصی ندارم خیلی مهربونم ¸دوست داشتنی و تو دل برو هستم ( چی کار کنیم دیگه!!!!) به هیچ وجه عصبی نمی شم خواننده ی مورده علاقم محسن یگانست ¸خودم گیتار می زنم اولین باره اومدم دارم وب می نویسم ¸رشته ی تحصیلیم ریاضی فیزیکه بهد از مرگ رفیقمون باmOMo یه مدت زده بودیم تو تریپه دپرسی ¸ولی به هر حال الان دیگه اومدیم بیرون اسم دوست دخترم الهامه اینقدر خوشکله که هیچ کس تو این دنیا خوشکلیشو نداره خیلی از دخترا به خاطر تیپه باحالم می خوان باهام رفیق شن ولی .................... من تو این جمع که توش داریم می نویسیم کم تجربه تر از همم خوب دارن چپ چپ نگام می کنند که چرا اینقدر حرف میزنم طلیعه::: خیلی زود عصبی می شم تنهایی و تاریکی رو خیلی دوست دارم ¸آدم خوش بینی نیستم¸دوست ندارم کسی از دستم ناراحت بشه ¸رنگ مورده علاقم مشکیه ¸هیجان .و دیوونه بازی رو دوست دارم ¸از ریخت و پاش خوشم می آد ¸
الهام که پیشم نیست برا همین خیلی وقت ها تنهام....البته تنهایی رو خیلی دوست دارم ولی ...
قابل توجه داداش mOMo : تنها کسی که باهاش راحتم و دردودل می کنم داداشمه که خیلی دوسش دارم
خیلی مهربونم ¸خوب دیگه چیزی به ذهنم نمی رسه
مواظب خودتون باشید بچه ها
الهام:::
سلام .منم خودمو معرفي ميكنم.
اسمم الهام.سنم هفده.رشته ام رياضي. شهرم همدان.پايه ام پيش رياضي.قيافه ام خوشگل!شماره ام 09183130…..گروه خونيم +0 .عشقم يكي از همين نويسنده ها
رنگاي مورد علاقه ام صورتي و آبي.غذا هم ترجيحا ماكاروني و قورمه سبزي.شهر مورد علاقه ام شيراز.كنار قبر حافظ.كشور هم ايتاليا عشق است.از عتيقه،عطر،گل طبيعي،بوي بارون و ماهي تو شمال همراه بوي آتيش ،چيزاي لوكس و تك،اسب و كلا هر نوع موسيقي خوشم مياد.بيشتر هم عاشق موسيقي كلاسيك و پاپ هستم.
از اسم سروين(به معني پاك،كرديه)و كيارش خوشم مياد.الگوم تو زندگيم حافظه.بسيار علاقه مند كتابهاي تاريخي كه زندگي بزرگان رو مينويسند .
از رمانهاي غربي خوشم نمياد.خبرنگار افتخاري سروش نوجوانم بودم.الانم تو موسسه ي هگمتانه تو خيابون پاستور ضلع جنوبي آرامگاه بوعلي تدريس دارم.كتاب اينتر چنج 1 و2.خوش آب و هوا ترين جايي كه تو عمرم ديدم گنجنامه ي همدانه.فوق العاده است. شعراي حافظ و سهراب سپهري رو بيشتر ميخونم.نماز خونم هستم.ولي محجبه نيستم.يعني چادر نميپوشم.اسم دوستم ليلي به قول خودش لي لي.اسم مدرسه ام هم رشده.دیگه چی؟راستی ببخشید دیر شد..
![]()
![]()
همه ی مداد رنگی ها مشغول بودند..به جز مداد سفید..هیچ کسی به او کار نمی داد..همه می گفتند:{تو به هیچ دردی نمی خوری}..یک شب که مداد رنگی ها..توی سیاهی کاغذ گم شده بودند..مداد سفید تا صبح کار کرد..ماه کشید..مهتاب کشید..و آنقدر ستاره کشید که کوچک وکوچک و کوچک تر شد...صبح توی جعبه ی مداد رنگی..جای خالی او..با هیچ رنگی پر نشد![]()
پ ن : بچه ها کسی نمی دونه چرا وبه جیگر و دلبر اینجوری شده؟؟؟؟
خواهشن اگه می دونید بهم بگید بااااااااااشه؟؟؟؟
پ ن ۲ : خوب بچه ها ما شدیم پنج نفر ....سهیلا جون هم به ما اضافه شد
خوب تبریک بگین دیگه !!!!!
+ نوشته شده در ساعت توسط mOMo |
سلام" خوبید شما؟ بالاخره یه وبلاگ درست کردم که توش حرفهای دلم رو بزنم خواستید بخونید خواستیدم نخونید! فقط خواهشن اول مطلب رو بخونید بعد نظر بدید.نیاید هی بگید وب قشنگی داری .مطلبت قشنگ بودو از این حرف ها........... دیشب خواب بهترین رفیقم رو دیدم دلم براش اینقدر تنگ شده که تک تک آدمای تو دنیا نمی تونن درک کنند که من چه حالی دارم ! دیگه لحظه ها برام نمی گذرند. هر ثانیه حکم یه سال رو برام داره..بدون تو............................... امروز دقیقا سه ماه از اون روز تلخ می گذره روزی که توش خنده ی لبامون به بغض آهنین تبدیل شد همیشه میگم::خدایا من که تو زندگیم هیچ وقت چیزی ازت در خواست نکردم چرا این بار جوابمو نمیدی . حالا که : برا اولین بار اومدم طرفت چرا بهم گوش نمی دی از درخواستم هیچ باکی ندارم مگه چیزه سختی ازت خواستم :::::::::: آخه من این دنیا رو نمی خوام . خواهش می کنم منو ببر پیش رفیقم تحمل این همه سختی رو ندارم آخه چرا من؟ حالا که اونو از ما جدا کردی منم از اینجا ببر من تحمل ندارم. تورو خدا"من نمی تونم . آخه چرا تو اون حادثه منو با دوستم نبردی من که همیشه بهت می گفتم از مرگ ترسی
آره برا اولین بار از دستت شاکی ام. می خوام سرت داد بزنم. مگه نمی شه ما یه بار از دستت ناراحت
باشیم آخه بهترین دوستم چه گناهی کرده بود که باید قبل از 17 سالگی اش بمیره؟؟؟ هااا؟؟چراااااا؟؟
می دونی وقتی کسی رو که دوست داری فقط بتونی تو خواب ببینی و اونو تنها..ساکت ببینی !
می تونی بفهمی ::::
وقتی یه نفرو می بری پیش خودت اطرافیانش چه دردی می کشند ؟؟ ولی نه.." تو نمی فهمی . چون
هیچ وقت این حس رو تجربه نمی کنی ... میدونی وقتی خبره فوت رفیقم رو به دوست دخترش گفتم
چی شد ....
باید بدونی . آخه مگه تو به همه چیز دانا نیستی پس حتما می دونی که اون خودشو کشت ..
منم تا زمانی که زندم تورو مغصر می دونم !!!!
خدایا خیلی ازت ناراحتم آره درست می بینی بالاخره بنده ای پیدا شد که بهت بگه از دستت ناراحتم
دیگه تا زنده ام مزاحمت نمی شم و هیچ خواهشی ازت نمی کنم
می خوام بیام پیشت منتظرم باش!!
شاید مثل اون وقت ها که قرار می ذاشتیم یه ذره دیر بیاما ولی مطمئن باش خیلی زود منو می بینی
این آهنگم چون تو دوست داشتی گذاشتم یادته تو راهه مدرسه اینو با هم می خووندیم...............
دوست دارم
منتظرم باش
بای بای
+ نوشته شده در ساعت توسط mOMo |